مرتضى راوندى
450
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
با اين حال ، وقتى دو نفر دو كالاى مختلف را باهم مبادله مىكنند ، مىكوشند تا ميان آنها ايجاد تعادل نمايند و مثلا يك گوسفند را با سه تبر مبادله مىنمايند . اين دو شىء از نظر خريدار و فروشنده ، داراى ارزش معادل هستند . قرنها گذشت تا بشر پول را كه داراى ارزش معادل عمومى است برگزيد و بجاى آنكه حشم نقش پول را ايفا كند ، طلا و نقره بعنوان پول رايج ، معمول گرديد ؛ چون پول با حجم كم و كار زيادى كه در راه تهيهء آن به كار رفته ( كار متبلور ) قابل حملونقل و فسادناپذير است . پس از آنكه طلا و نقره بعنوان پول رايج در بازار معمول و مورد استفاده قرار گرفت ، كار معامله و مبادله بسيار آسان گرديد و پول در حقيقت داراى ارزش معادل عمومى يا نمايندهء ارزش عمومى گرديد . از روزگار قديم ، طلا و نقره و گاهى تركيبات آنها ، بعنوان پول رايج ، رواج داشت . در يونان و ايران و روم قديم ، نه تنها مبادله كالا با كالا بلكه مبادله بوسيلهء پول معمول بود . متأسفانه حملهء اسكندر به ايران و بعدها حملهء اعراب ، بسيارى از اسناد و مدارك فرهنگى و اقتصادى آن دوران را از بين برد . هدف غائى تمامى سعى و كوشش اقتصادى آدميان ، تأمين مصرف است . مصرف را مى - توان استفادهء نهايى از كالاها و خدمات اقتصادى براى ارضاى احتياجات و خواستهاى افراد بشر ، تعريف كرد . از ديرباز ، بشر سعى كرده است كه بر كميابى كالاهاى اقتصادى غلبه يابد . بشر كوشيده است كه به قصد تدارك بيشتر و بهتر كالاهاى اقتصادى ، نظارت خود را بر منابع و انرژى افزايش دهد . در حقيقت ، توسعهء تمدن ، در گذشته و حال ، مبتنى بوده است بر توفيق بشر در تفوق و سيطره بر محيط طبيعى . در اين زمينه ، ترقيات قابل ملاحظهاى بمنصهء ظهور رسيده و طى سدهء گذشته و چند دههء اخير ، نتايج خارق العادهاى بدست آمده است . با اينهمه ، در عين حال كه پيشرفتهاى حاصل ، اعجابانگيز و چشمگير بوده است در قبال ميزان نامحدود احتياجات ارضا نشدهء انسانى ناچيز است . با پيشرفت فرهنگ و تمدن ، احتياجات بشرى هم افزايش يافته است . اصطلاح سطح زندگى در اقتصاد ، مبين مقدار كالاها و خدمات اقتصادى است كه احتياجات و خواستهاى بشر را ارضا مىكنند . « 1 » دادوستد در ايران نظرى به عهد باستان : در هر مزدنامه مىخوانيم : در بخشهاى قديمى اوستا سخنى از پول بعنوان وسيلهء دادوستد در ميان نيست ، و معمولا براى مزد كار ، و ديهء گناه ، از جنس سخن رفته است . در اوستا ، ضمن بحث در پيرامون دستمزد پزشك ، مىنويسد : « آتوربان ( موبد ) را درمان كنند براى يك آفرين نيك ؛ خانخداى را درمان كنند به ارزش پستترين ستور ؛ دهخداى ده را درمان كنند به ارزش يك ستور ميانگين ؛ شهربان شهر را درمان كنند به ارزش بهترين ستور ؛ شهريار كشور را درمان كنند به ارزش يك گردونهء چهار اسبه . » در اوستا به نمونههاى زيادى برمىخوريم كه مزد كار ، و دادوستد با جنس صورت
--> ( 1 ) . در تنظيم مطالب اين بحث اقتصادى ، از كتابهاى زير استفاده شده است : عبد الحسين نوشين ، اصول علم اقتصاد ؛ ژانبابى ، اصول اساسى اقتصاد . ترجمهء بكتاش ؛ لودويگ اچ . ماى ، آشنايى با علم اقتصاد . ترجمهء على اصغر هدايتى .